قبل از پابليش: اين يادداشت را 5 روز قبل از اعلام نتايج اسکار نوشته بودم. با اين وجود نظرم همچنان بر قوت خودش باقي است
ضد اسکورسيزي
شايد اگر اسکورسيزي Departed را نميساخت و مثلا اسم يک کارگردان به شدت گمنام توي تيتراژ فيلم ميآمد، همه کساني که تا همين الآن زرت و زرت از فيلم تعريف کردهاند، انگ آماتوري بودن کارگرداني را بهاش ميزدند. کارگرداني Departed چيزي است شبيه کارگرداني«شبانه»ي کيوان عليمحمدي و اميد بنکدار.
هنر يک کارگردان و نويسنده خوب علاوه بر طراحي صحنههاي اکشن و پر کشکش و اوجهاي مناسب، طراحي ضد اوجهايي است که بتواند لذت آن اوجها را براي تماشاچي ماندگار کند. Departed چه در کارگرداني و چه در فيلمنامه سرشار از اوجهاي کلاسيک و فيلم نوآري است، اما دريغ از يک ضد اوج خوب و دوستداشتني. اسکوسيزي حتي صحنه عاشقانه-سکسي فيلم را هم که احتمالا در فيلمنامه يک ضد اوج خوب به حساب ميآمده را هم اکشن کارگرداني کرده. خيلي از گفتگوهاي دو نفره که ميتوانند چند تا از اين ضد اوجها را در عين شخصيتپردازي و جلو بردن داستان به خوبي طراحي کنند هم با کارگرداني پر از نما و پر از کات اسکورسيزي (که گهگاه هم با زومهاي آرام يا حرکت دوربينهاي شلاقي همراه است) به يک صحنه اکشن تبديل شده. چيزي شبيه کارگرداني سريالهاي رزمي هنگکنگي که شبکههاي تلويزيوني خودمان نشان ميدهند.

درست است که Departed در نهايت اقتباسي است از روي يکي از همين فيلمها و همهمان از علاقه عجيب و غريب اسکورسيزي به فيلمهاي رزمي هنگکنگي باخبريم و ميدانيم او هر جا که پا بدهد، چپ و راست از سينماي هنگکنگ تعريف ميکند، ولي با اين حال چه دليلي وجود دارد که همه چيزهاي بدي که توي کارگرداني بد آن فيلمها اتفاق ميافتد توي فيلم اسکورسيزي هم مو به مو وارد شود؟ همه ميدانيم که صحنههاي اکشن آن فيلمها چطوري کارگرداني ميشوند: اين صحنه معمولا ترکيبي است از پلانهايي که در آنها دوربين (که معمولا لنز وايد رويش بسته شده است) يک دفعه و به سرعت به کاراکتر نزديک ميشود، يا ازش دور ميشود به علاوه انبوهي از نماهاي سربالا و سرپايين و تعداد متنابهي کلوز آپ. در خيلي از صحنهها کارگرداني آنقدر مغشوش است که تماشاچي بيچاره اصلا نميفهمد توي صحنه دارد چه اتفاقي ميافتد، تنها چيزي که ميگيرد يک حس اکشن است و هر لحظه منتظر است که صحنه تمام شود تا در نهايت بفهمد کي مرده و کي زنده است.
خوشبختانه کارگرداني اسکورسيزي اين مغشوشيت را ندارد، ولي تقريبا همه آن کاتهاي زياد و پلانهاي کوتاه و ريتم خارجي (و تحميلي) که در اکثر موارد واقعا تماشاچي را اذيت ميکند را داراست. انتخاب ساختاري بر مبناي نماهاي کوتاه و کاتهاي سريع براي Departed مناسب است، ولي نه از ثانيه اول تا لحظه آخر، آن هم بلاانقطاع! ناگفته پيداست که همچين ساختاري در حالت معمول تماشاچي را پس ميزند.
احتمالا خيليها ميگويند که مزخرف ميگويم، ولي اگر به جاي اسکورسيزي اسم يک نفر ديگر توي تيتراژ بود الآن خيليها به راحتي فيلم را ميکوبيدند. شايد تنها نقطه ضعف فيلم همين کارگردانياش باشد که حالا در هالهاي از قداست لفظ «استاد» ديده نميشود.



