November 3، 2007

1-احتمالا همه آدم‌هاي دنيا دارند توي ماجراي آنتونيوني نقش بازي مي‌کنند
2-خدا کند اين اتفاق بيفتد، ولي اين طوري که همه چيز دارد پيش مي‌رود، بالآخره من هم مجبور مي‌شوم براي راحتي ذهن خودم يک فيلم تو مايه‌هاي هشت و نيم (و طبيعتا نه در سطح هشت و نيم) بسازم تا بتوانم از دست رابطه‌هايي که با آدم‌هاي دور و برم داشته‌ام، خودم را خلاص کنم
3-دوست داشتم مي‌توانستم بي‌خيال فيلم‌سازي شوم
4-در راستاي «فاحشه‌زاسيون» همه چيز در ايران، واژه «افه آرت» هم توسط «افه آرت»هاي عزيز به يک فاحشة حرفه‌اي تبديل شد
5-دلم براي مامانم تنگ شده
6-احتمالا يکي از اجداد من توي اين خر تو خري روابط، به ديوژن مي‌رسد
7-واقعا خسته شده‌ام، کاش به زودي جرات خودکشي را پيدا کنم