يک فيلم فمنيستي خوب
نگاهي گذرا به «نقشه پرواز»
يکي از مواردي که توي مصوبه مزخرف شوراي عالي انقلاب فرهنگي مورد حمله قرار گرفت، نمايش فيلم هاي فمنيستي بود. از آن جايي که درک اعضاي اين شورا از فيلم هاي فمنيستي نهايتا در حد « پيانو»، «واکنش پنجم» و «تلما و لوييز» است، توي همين مدت يک ساله بيش از بيست فيلم فمنيستي از تلويزيون پخش شده که شباهتي هم به سه فيلم مذکور ندارند و اعضاي شوراي محترم هم اين مساله را نفهميده اند.
«
نقشه پرواز» (با بازي
جودي فاستر عزيز) که همين ديشب از تلويزيون پخش شد، يکي از همين فيلم هاست که با مهارت ويژه اي ابعاد فمنيستي اش را در دل فيلم پنهان کرده. داستانِ فيلم درباره زني است که براي انتقال تابوت شوهر تازه مرده اش به کشوري ديگر، همراه دختر شش ساله اش سوار هواپيما مي شود. زن داخل هواپيما خوابش مي برد و در مدت خواب او دخترش ناپديد مي شود. به اصرارِ زن و دستور کاپيتان، همه کارکنان هواپيما بسيج مي شوند تا دختر را پيدا کنند، اما ناگهان فکسي مي رسد که نشان مي دهد همسر و دختر زن، هر دو مرده اند و زن تحت شوک عصبي است. زن اين قضيه را قبول نمي کند اما مامور امنيتي هواپيما و کاپيتان و آدم هاي حاضر در هواپيما (که اکثرا مرد هستند) بر اين باورند که زن دچار توهم شده ....

اما چرا گفتم «مهارت ويژه»، سعي مي کنم خيلي خلاصه توضيح دهم. در اين که داستان فيلم و بسط آن از تعليق ويژه اي برخوردار است هيچ شکي نيست. اين تعليق باعث مي شود مخاطب درگير داستان فيلم شود و از ابعاد فمنيستي فيلم غافل بماند. از طرفي انتخاب يک زن/مادر و محور قرار دادن احساسات مادرانه براي روايت اين داستان به اندازه کافي جذابيت درست مي کند که هر تماشاچي يي فيلم را تا انتها دنبال کند. در کنار اين ها، حضور ستاره اي مثل جودي فاستر (با همه ابعاد جذاب يک ستاره) هم مي توانست به جذابيت هاي فيلم بيفزايد، اما سازندگان فيلم همه تلاششان را مي کنند که اين قضيه را تحت کنترل خودشان درآورند: جودي فاستر اين فيلم اصلا يک کالاي جذاب، خوشگل و سکسي نيست. سازندگان «نقشه پرواز» تمامي جذابيت هاي فاستر که اسکورسيزي در «راننده تاکسي» از آن ها استفاده کرده بود را سرکوب مي کنند تا بتوانند از خانم فاستر يک مادر معمولي بسازند (نه يک ستاره زن با جذابيت هاي تبليغاتي): صورتش را آرايش نمي کنند، لباس بدن نما تنش نمي کنند، موهايش را مدل خاصي درست نمي کنند، نور Back را در اکثر نماهاي تک نفره ي او حذف مي کنند و ... در نهايت براي روايت قصه فيلم، او/کاراکتر را در موقعيتي «صلاتِ ظهري» قرار مي دهند: فرد تنها در ميان انبوه مخالفان بايد بتواند از پس مشکلش به تنهايي برآيد.
کاپيتانِ هواپيما مرد است، مامورِ امنيتي هواپيما مرد است (سيستم، مردسالار است) تمام کساني که نگاه هاي بد به کاراکتر اصلي (زن) مي کنند و پشت سرش مزخرف مي گويند مرد هستند. از طرفي مهماندار مهربان هواپيما زن است، دستيار رباينده هواپيما که در پايان از کارش پشيمان مي شود زن است، بچه معصوم و بي گناه کاراکتر اصلي يک دختر است نه پسر.تنها جاهايي که نور Back براي جودي فاستر استفاده مي شود، جاهايي است که احساسات مادرانه او نشان داده مي شود. نمونه بارزش هم در آخر فيلم توي فرودگاه است: در اين صحنه با استفاده از نور پنجره ي پشت سر جودي، جلوه اي روحاني به زن/مادرِ فيلم داده مي شود.در پايانِ فيلم، اين «زنِ قهرمان» است که برنده مي شود، اوست که واقعيت را مي گفته و اين سيستمِ مردسالار است که حرف او/زن را باور نکرده است. همه اين ها در راستاي رويکرد فمنيستي سازندگان فيلم است.مکان اتفاق افتادن داستان فيلم (يک هواپيماي آمريکايي) و زمان اتفاق افتادن آن (بعد از يازده سپتامبر) و يکي دو ديالوگ هوشمندانه که روي اين موقعيت تاکيد مي کند و ريزه کاري هاي مشابه آن، باعث مي شود که حتي ذهن بعضي از تماشاگرهاي حرفه اي هم متوجه ابعاد فمنيستي فيلم نشود. اين موارد باعث مي شود که موقعيت داستاني فيلم (زني راستگو ميان يک سيستم مردسالار غير قابل اعتماد) تابلو جلوه نکند و فيلم در لايه هاي زيرين کار خودش را بکند. تعليق خوب داستان و چرخش هاي مناسب و متناسبش هم در منحرف کردنِ ذهن نقش مهمي دارند. نورپردازي ضد هيچکاکيِ جودي فاسترِ ستاره هم هم نبايد دست کم گرفت (چيزي که نظريه هاي فمنيستي سينما رويش خيلي مانور مي دهند)«نقشه پرواز» بر خلاف اکثر فيلم هاي به اصطلاح فمنيستي، حرفش را توي بوق نمي کند و در لحظه لحظه فيلم آن را جيغ نمي زند. هدف فيلم نه مانند فيلم هاي شانتل آکرمن آزادي جنسي زنان است و نه حقوق قانوني زنان فيلم هاي ميلاني (هر چند که به نظر من کارهاي ميلاني به شدت ضد فمنيستي است) و نَه هزار تا مساله ي روي ديگر که انگار به عنوان درخواست هاي ابدي و ازلي جنبش فمنيست هميشه در فيلم ها مطرح مي شود.
«نقشه پرواز» شايد در نگاه اول صرفا يک تريلر خوش ساخت و معمولي به نظر برسد، ولي با کمي دقت مي توان متوجه ساختار دقيق فمنيستي آن شد. چيزي که توي فيلم هاي ميلاني حتي به انداز يک درصد هم مشاهده نمي شود.
پي نوشت: متاسفانه فقط يک بار اين فيلم را ديدم، يعني همين ديشب که تلويزيون نشان داد. بنابراين از اشکالات احتمالي اين نوشته معذرت مي خواهم.